دو مورچه با هم ازدواج می كنند وبچه شان سوسك می شود.چرا؟


جواب:چون بچه دار نمی شدند واز پرورشگاه بچه آوردند

یك روز یه خیار با یك گوجه دعواش میشه گوجه به خیار میگه برو دعا كن كه سیدی و الا میزدم لتو پارت میكردم

یك روز یك مار با جوجه تیغی ازدواج میكنه بچه شون سیم خاردار درمیاد

یك روز یه سوسمار می خواسته گدایی كنه میگه به من مارمولك كمك كنین

یه روز یه مرده با بچه هاش گرگ بازی می كرده جو می گیردش یكی از بچه ها ش را می خوره

یك روز یك تركه می ره كتاب فروشی می گه كتاب ترك باهوش را دارید
صاحب مغازه : نه آقا ما از این كتابهای تخیلی نداریم

دردسرهای ملانصرالدین دوزنه:
ملانصرالدین دوتازن داشته یك روزدوتا زنها بهش گیرمی دند كه زود بگوكه كدوم یكی ازما رو دوست داری , ملا میگه هردوتونو, زنها باز راضی نمیشند, میگن اگه تویك قایق نشسته باشیم وقایق وسط دریا سوراخ بشه كدومو نجات میدی؟ ملا هرچی سعی میكنه ازجواب دادن طفره بره نمیشه آخرش روبه زنی كه پیرتربوده میكنه ومیگه: فكركنم شمایك كمی شنابلد باشین؟!!!

یه روز به یارو میگن امسال تعطیلات كجا میری؟
میگه اگه امام رضا بطلبه میرم شمال

یك روز یك خر لنز آبی می گذارد
میگوید من آهو هستم