Wboys.Tk | مصاحبه با فیروز كریمی | پسران اینترنتی

اگر این گفتگو را خواندید و در پایان متوجه نشدید كدام گفته فیروزخان كریمی واقعی بود و كدام گفته دیگرش واقعیت نداشت، ما بیتقصیریم، چرا كه خاصیت فیروز كریمی همین است، خیلی از بینندگان «برنامه 90» اگر شبی، فیروز كریمی را از صفحه جادویی نبینند، انگار چیزی را گم كردهاند... وقتی «فیروز كریمی» جدی صحبت می‌‌كند، در ابتدا باورتان نمی‌‌شود، اما در همان جدی بودن، چنان طنزگونه رفتار می‌‌كند كه اصلا باورتان نمی‌‌شود، فیروز كریمی در آن لحظه از زمان جدی است یا شوخی.. مقدمه در مورد «فیروز كریمی» كه همه با سابقه او آشنا هستید، بیفایده است، بهتر است برویم سر اصل مطلب و بخوانید این مربی باهوش در آستانه سال نو، چه شكلی به پرسشهای ما پاسخ گفت... فیروزخان زنده باشی و همچنان به اهالی فوتبال روحیه بدهی...او در پایان گفتگو به ما گفت راستی عید ساعت چنده؟

 

 

فیروز كریمی كسی است كه از زبان طنز به بهترین شكل استفاده میكند تا حرفش را بزند. در برخورد با خانوادهتان هم همینطوری هستید؟

كریمی: اتفاقا من و پسرم عباس آنقدر سر به سر حاجخانم میگذاریم كه ما را از خانه بیرون میكند. به اتفاق میرویم بیرون، كمی گشت میزنیم و آوارگی میكشیم و برمیگردیم به خانه. این نوع گفتمان من ذاتی است و این را از پدرم به ارث بردهام. اجتنابناپذیر است. در خانه و در برخورد با دوستان هم همین روش را دارم.

شما وقتی نكتهای را با زبان طنز به زبان میآورید اصلا خودتان نمیخندید و طوری رفتار میكنید كه انگار چیز خاصی نگفتهاید.

كریمی: صحبتهای آخر مسابقه، حرفهایی است كه از ته دل زده میشوند. حالا ممكن است نوع گفتمانم طنز باشد اما حرف دل من و واقعیت موجود است. عنوان واقعیات بعد از 90 دقیقه استرس و فشار، مجال آمدن خنده بر لب را به من نمیدهد.

شما چند فرزند دارید؟

كریمی: چهار فرزند دارم. سه دختر و یك پسر. پسرم عباس در حال حاضر با من به تمرین میآید و میتواند فوتبالیست خوبی شود. البته اگر خیلی مسائل را رعایت كند. هم باید درسش را بخواند و هم فوتبال را دنبال كند. توصیهای كه میكنم این است كه اهمیت فوتبال صددرصد از درس بیشتر است! عاقبت به خیری در فوتبال است. فعلا هم شرایط همینطوری است. توصیهام این است كه جوانها بچسبند به فوتبال. درس را هم به اندازهای ادامه بدهند كه در اجتماع به دردشان بخورد. الان اگر آن ضربالمثل قدیمی را از من بپرسند كه درس بهتر است یا فوتبال، من میگویم فوتبال. چون من خودم بیش از 300 فوتبالیست باشگاهی و بیش از 50 ملیپوش تحویل دادهام. اما فوتبالیستهایی موفقترند كه درسخوان هم هستند. تمام شاگردان من درسخوانده و باسواد هستند. حمید استیلی، مدیرروستا، خاكپور، رضا رضاییمنش و خیلی دیگر از شاگردانم درسخوانده هستند.

اگر از شما بپرسند بزرگترین ویژگی شما چیست، چه جوابی میدهید؟

كریمی: به نظر خودم، زودجوشی است. یعنی خیلی زود با همه جوش میخورم. مثلا در پایان همین مصاحبه، آنقدر با شما صمیمی میشوم كه میگویم پنج میلیون تومان به من قرض بدهید.

شهرتی كه شما دارید باعث دردسرتان نمیشود؟

كریمی: دردسر كه نه. اما خب خیلی از وقتم را در اختیار مردم میگذارم. ما خودمان بهتر میدانیم كه در جامعه عددی نیستیم. اما همینقدر هم كه شما میگویید، این را مدیون مردم هستیم.

شده كه این شهرت مانع رفتن شما به خرید یا اماكن عمومی شود؟ یعنی نتوانید همراه خانواده خود به خرید بروید؟

كریمی: نه. من با مردم صحبت میكنم. من مربی استقلال بودهام. پرسپولیسیها را هم دوست دارم. به همین دلیل اكثر مواقع باید یك قسمتی از وقتم را بگذارم برای كری خواندن با مردم! خب این گپ زدن با مردم زمان میبرد. به همین دلیل خانوادهام زیاد راضی نیستند با من به خرید بیایند. با عباسداداش میرویم به خرید اما خانواده كه میآیند، ناراحت میشوند.

الان به پسرتان گفتید عباسداداش. انگار با خانواده خود خیلی رفیق هستید؟

كریمی: بله. من با عباس داداش رفیق هستم.

فكر میكنید چرا یك پدر باید اینقدر با پسرش رفیق باشد؟

كریمی: به این خاطر كه رفتار پدر نقش مستقیمی در شكلگیری شخصیت فرزند دارد. البته عباس شكل باباش نمیشود! اصلا شكل این حرفها نیست! ولی سعی میكند فردی موثر برای جامعه باشد. اگر به شرایط خوبی هم برسد مطمئنم هر چه درآمد دارد را یك راست میریزد به حساب من! این از باوفایی عباس است. (و بعد می‌‌خندد)

زیباترین طنزی كه در صحبتهایتان استفاده كردهاید، چیزی كه با به خاطر آوردن آن خودتان هم خندهتان میگیرد، كدام بوده؟

كریمی: نمیدانم. چون برایم سخت است مقایسه كنم. اما چیزی كه خودم میپسندم مصاحبهای است كه با رضا رشیدپور داشتم در مورد رضا عنایتی.

اهل اس.ام.اس بازی هم هستید؟

كریمی: نه. وقت ندارم.

اس.ام.اسهایی كه برایتان فرستاده میشوند را میخوانید؟

كریمی: اگر كوتاه باشد میخوانم. اگر بلند باشد سریع آن را پاك میكنم. اگر طنز باشد هم آن را میخوانم. بیشترین اس.ام.اس كه به دست من رسیده از طرف همراه اول است. یك روز در یك جایی سخنرانی داشتم، خود مخابرات آن روز را به نام روز همراه اول نامگذاری كرده بود و اس.ام.اس آن را برای من فرستاد. من در سخنرانی كه داشتم گفتم من امروز را هم كه مصادف است با روز همراه Wboys.Tk | مصاحبه با فیروز كریمی | پسران اینترنتیاول، تبریك میگویم. فكر میكردم یك روز خاص است! در یك مدرسه بود كه این اتفاق افتاد. خوشبختانه آنجا هم كسی متوجه نشد چون همه دانشآموز بودند. اما وقتی كه داشتم به بیرون میرفتم مدیر مدرسه گفت: این چی بود كه گفتی؟ همراه اول برای مخابرات است.

اهل رانندگی هستید؟

كریمی: بله. اتفاقا بعضی مواقع تند هم میروم. چون گرفتاری پیش میآید. اما این تند رفتن به صورت مزاحمت برای دیگران نیست.

جریمه هم شدهاید؟

كریمی: در حین رانندگی نه. مگر اینكه بدجایی پارك كرده باشم. چون رسته خود من رسته راهنمایی و رانندگی بود. سعی میكنم اصول رانندگی را رعایت كنم كه نیازی به جریمه نباشد. اما خب همكاران هم همیشه محبت داشتهاند.

اولین دعوایتان با همسرتان را به یاد می‌‌آورید؟

كریمی: در زندگی مشتركم با حاج خانم هیچ دعوایی نداشتهایم. دلیل ندارد كه دعوا كنیم.

دوست داشتید كدامیك از دروغهایی كه در سال 87 شنیدید، واقعیت داشت؟

كریمی: اتفاقا من دروغ نشنیدهام. اما شایعهای شنیدیم كه به حقیقت پیوست. آنهم ارزان شدن مسكن بود. از هر كسی كه باعث این اتفاق بوده، تشكر میكنم.

بیشترین قبض موبایل كه پرداخت كردهاید، چقدر بوده؟

كریمی: قبض موبایل من معمولا زیاد میآید. بیشترین آن 250 هزار تومان بوده. بیشترش به دلیل صحبت خود من نبوده. به این دلیل بوده كه در حین صحبت من یكی دیگر آمده روی خط و شروع كردهایم به صحبت كردن با او و یادم رفت، تماس او را هم قطع كنم. 90درصد این هزینهای كه من میدهم به این دلیل است كه دیگران آمدهاند روی خط من یا خط رو خط شده یا اشتباه شده یا در حین اینكه ما داشتیم صحبت میكردیم یك دفعه گفته مشترك مورد نظر در دسترس نیست. گفتم بابا الان داشتیم با هم صحبت میكردیم. چی میگی كه در دسترس نیست؟ اكثر این پولی كه ما میدهیم، پولی است كه بابت فحش خوردن میدهیم. میافتد روی خط دیگران، میگوییم شما، طرف مقابل هم میگوید شما؟ دو تا فحش هم میدهد، بعد نگاه میكنیم و میبینیم برایمان تایم انداخته. برای فحش خوردن هم باید پول بدهی.

و نظرتان را در مورد این واژهها به ما بگویید؟

سوت: از یك جسم فیزیكی و یك فوت تشكیل شده. این فوت در قالب همان سوت، دودمان خیلیها را به باد داده. آنقدر باشگاهها را منحل كرده. آنقدر افراد را بیچاره كرده. آخرین سوتی كه باعث شد ما به خاك سیاه بنشینیم، سوت آقای صالحی بود كه بازی استقلال صباباتری را قضاوت كرد. آقای صالحی با آن سوتهایی زد و چنان داغی به دل مردم قم گذاشت كه تا ابد از یادشان نمیرود.

پارك مساوی است با پنچری: این واژه خاص ایرانیهاست. من خودم پنچر نكردم اما كم باد كردم!

اسكناس: اسكناس اگر درشت باشد چیزی است كه باعث تسلای دل همه میشود.

تكل: محرك اصلی داوران برای دادن كارت بیدلیل.

سیمرغ یا كلاغ: سیمرغ را كه ندیدهایم. اما خدا شاهد است كه یك كلاغ میآمد طبقه سوم ساختمان روبروی ما و آسایش تمام محل را بر هم میزد. فكر كنم اگر سیمرغ به جای این كلاغ میآمد، بهتر بود!

بامزهترین همكار: مهدی مناجاتی.

چرا: سالیان سال با هم همكار بودیم. دلیلش را بعدا بهتان میگویم!

و كلاهگیس: این را بهتر است از اكبر میثاقیان بپرسید.