این طورفکرکن که آنچه توبه مرورزمان می آموزی ساحری نیست
بیشترمی آموزی که انرژی ذخیره کنی  واین انرژی تو را قادر می سازد                        ازچند میدان انرژی که اکنون در دسترس تونیست بهره ببری
واقعیت ساحری این است  توانایی استفاده ازمیدانهای انرژی که با درک و
مشاهده ی دنیای روزمره  مصرف نشده است
ساحری  وضعیتی ازآگاهی ست 
ساحری  توانایی درک ومشاهده ی چیزهایی ست که دریافتهای معمول ما  
قادربه درک ومشاهده ی آن نیست 
هرکاری که تورا واداربه اجرای آن کردم  هرچیزی که به تو نشان دادم
فقط وسیله وتدبیری برای متقاعد کردن تودرباره ی این امربود که برایمان
امکانات بیشتری ازآنچه چشمها می بینند وجود دارد
نیازی نیست کسی به ما ساحری بیاموزد  زیرا به راستی چیزی برای
آموختن وجود ندارد  آنچه به آن محتاجیم معلمی ست که ما را متقاعد کند
قدرتهای بیشماری در دسترس ماست
ساحر متقاعد می شود که  قدرتی در درون پنهان است و میتوان به آن دست
یافت
                                                       دون خوان